اشک،بغض، غرور و افتخار (امید عباسی پر کشید)

 
 
چند روز پیش باز جامعه ایمنی و آتش نشانی کشور در غم از دست دادن یکی از همکاران خود به سوگ نشست. حادثه ای که بار دیگر باعث شد بغض و اشک همزمان با غرور و سربلندی همراهمان باشد. بغض و اشک از این جهت که همکاری دیگر دوباره مظلومانه از میان ما پر کشید و روحش به ملکوت اعلاء پیوست و غرور و سربلندی از این بابت که "امید" مان با ایثارش در دادن ماسک تنفسی اش به مصدوم آنهم در شرایطی که خود آگاهانه می دانست که ادامه حیاتش وابسته به آن است و نیز اهداء کبد و کلیه هایش به بیماران نیازمند مشمول آیه 32 سوره مبارکه مائده شد که:

مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ

در این میان هر چند حضور پرشکوه مردم قدرشناس در مراسم تشیع او، شهید نامیده شدنش، نامگذاری یکی از میادین تهران به نام او و ... بنوبه خود بسیار با ارزش و التیام بخش دلهای شکسته جامعه ایمنی و آتش نشانی کشور می باشد ولی یادمان نرود:

تنها یک برخورد احساسی در مورد این نوع حوادث نمی تواند گره گشا بوده و بار مسئولیت را از شانه های ما بر دارد. شاید اگر علل ریشه ای اینگونه موارد در حوادث قبلی نظیر حادثه آتش نشان پتروشیمی بندر امام، علی خورشیدفر، جواد محمدی، عباس حائری و ... بدقت شناسایی و تحلیل می گردید شاید امروز "امید" هنوز از دل ما پر نکشیده بود.

راهش پر رهرو باد

 

/ 0 نظر / 34 بازدید