آقای دکتر حسن روحانی لطفا بخوانید.

جناب اقای دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب مردم ایران

سلام

من را ببخشید شاید باید خیلی وقتها پیش این متن را برایتان می نوشتم و انتخابتان را بعنوان ریاست جمهوری اسلام ایران را تبریک می گفتم اما نشد یعنی هر دفعه که خواستم چیزی بنویسم موضوعی مانعم می شد:

اوایل با خودم کلنجار می رفتم چرا باید بنویسم؟ اصلا مگر من برای سایر رئیس جمهورها نامه تبریک فرستاده ام؟ آخر اگر همه کسانی که یک وبلاگ دارند - گیرم که استاد دانشگاه هم باشند - بخواهند برای رئیس جمهورشان نامه بنویسند و تازه انتظار هم داشته باشند که پاسخ بگیرند دیگر وقتی برای برای اداره امور کشور برای ایشان باقی می گذارند؟

بعد که یه کم راضی شدم بنویسم با خود فکر کردم حالا که این روزها همه و همه دارند برای رئیس جمهور بابت انتخابشان تبریک می گویند مگر رئیس جمهور نامه تو را می بیند؟ تازه من که فقط نمی خواهم نامه ام دیده شود بلکه انتظار دارم پاسخ هم بگیرم. یک کم که فکر کردم به یاد پیامهای تبریک روز معلم شاگردهای خودم افتادم، همه پیامهای دانشجوهای آدم بویژه اونایی که قدیمی ترند خیلی آدم رو خوشحال می کنند ولی باحال ترین شون اونهایی است که درست زمانی که انتظار نداری دریافت می کنی مثلاٌ یکی و دو هفته بعد از یک مناسبت خاص! البته شاید این تکنیک بعضی از شاگرد تنبل ها باشد که بیشتر نامشان تو ذهن آدم بمونه و من فکر کردم دیدم که تکنیک هوشمندانه ای هست و با خود گفتم یک عمر تو به دانشجوهات چیز یاد دادی یه بار هم که شده تو از اونها یاد بگیر شاید موثر بیافتد. این بود که پیامم رو باز به تاخیر انداختم.

بعدها که خودم را به هزار و یک دلیل دیگر مثل شادی بی نظیر مردم، امیدی که در دل هموطنان بعد از این انتخاب جوانه زد و ...- که البته دلیل اصلی اش را آخر سر خواهم گفت - راضی کردم به شما نامه تبریک بنویسم تازه دردسر اصلی ام شروع شد، چی بنویسم؟ چه جوری بنویسم؟ از کجا شروع کنم؟ چکار کنم که بعدها انگ سیاسی کاری نخورم؟ خیلی که فکر کردم گفتم بذار یکی از جملات پسرم رو واستون خرج کنم (راستی آقای دکتر باور کنید شما خیلی عزیزید که من پدر حاضر می شوم شما را در یکی از جملات پسرم که مخصوص من هست شریک کنم)؛ پسر بقول خودش 5 سال و 7 ماهه من هر وقت که از دست من خیلی خیلی کیفور می شود به من می گوید باباجی (یعنی باباجان) خیلی خوشحالم که اجازه داده ام تو باباجی من بشی! حالا هم من میگم: آقای دکتر روحانی ما فعلاٌ! خیلی خوشحالیم که اجازه داده ایم شما رئیس جمور ما بشین.

و اما زیاد وقتتان را نگیرم و غرض اصلی از این پیام تبریکم را خدمتتون عرض کنم:

من یک متخصص ایمنی هستم که به همراه همکارانم در کشور برای اینکه جلوی یک حادثه طبیعی و انسان ساز را بگیریم سالهاست که خون دل می خوریم، انواع ناملایمات را بجان می خریم، با گریه مادران و فرزندان همسر و پدر از دست داده اشک می ریزیم، گام به گام کارگران زحمتکش کشورمان کوهها و دره ها را در هم می نوردیم، معادن کشور را وجب به وجب می پیمایم، در گرماهای بالاتر از 60 و سرماهای زیر 40 جان می کنیم، برای نجات هموطنان مان از چنگان حوادث جان خود را در طبق اخلاص می نهیم و ...

ولی با وجود همه این سختی ها و ناملایمات وقتی نتیجه کارمان را در یک چیز مثلاٌ اصلاح یک رفتار ناایمنی که می تواند -وسالهاست که توانسته است - منجر به بروز یک حادثه فاجعه بار گردد می بینیم گویا همه خستگی ها در یک آن از وجودمان رخت می بندند.

و اما سخن اصلی:

من و خیلی از هموطنانم فیلم های تبلیغاتی شما را بارها و بارها از طروق مختلف دیدیم و انصافاٌ لذت هم بردیم ولی یکی و دو تا رفتار ناایمن از حضرتعالی – بعنوان رئیس جمهور آینده و یک الگو که مطمئناٌ می تواند در شکل گیری رفتار بسیاری از هموطنان تاثیرگذار باشد- در این فیلم ها مشاهده شد که راستش بسیاری از بافته های چندین ساله ما رو می تونه پنبه بکنه.

آقای دکتر مطمئنم می دانید که صحبت کردن با راننده و نبستن کمربند ایمنی در هنگام رانندگی جرم است و سبب ساز جریمه شدن! و متاسفانه این دو رفتار در جریان این فیلم های تبلیغاتی از جنابعالی بعنوان سرنشین جلو سر زد (هر چند که فکر می کنم به احتمال زیاد از راننده و سایر همراهان شما هم سر زده است).

حال راهکار چیست؟

راه حل 1: لطفاٌ به راننده خود بگوئید در اولین فرصت به یک افسر راهنمائی رانندگی مراجعه و از او بخواهد بابت این رفتارها برخورد قانونی با ایشان – احتمالاٌ جریمه  – صورت پذیرد.

پیشنهاد برای حل مسئله: چون حضرتعالی عامل این رفتار بوده اید پیشنهاد می کنم خود شما بجای راننده اقدام به پرداخت جریمه یاد شده بکنید.

پیشنهاد برای پیشنهاد قبلی:‌ برگ جریمه صادر شده را برای من بفرستید که من به نمایندگی از متخصصین ایمنی کشور آن را پرداخت کنم (البته این کار من بدون دلیل نیست زیرا می دانم در این صورت موضوع ایمنی برای همیشه در ذهن شما ماندگار خواهد شد).

راه حل 2: لطفاٌ فیلم های تبلیغاتی خودتان را یکبار دیگر با دقت مرور بفرمائید و مدت زمانهای که در طی آن رفتارهای ناایمن داشته اید و همچنین نوع آنها را یادداشت کنید و به ما قول بدهید در اولین فرصت ممکن (که می تواند یک همایش علمی، یک جلسه با دانشگاهیان، نماز جمعه و ... باشد)، درست به اندازه دو برابر زمان یاد شده – کمتر نباشد ولی اگر زیادتر بود ما را خوشحال تر می کنید- در مورد ایمنی، رفتارهای ایمن، حوادث و ... صحبت و تبلیغ بفرمائید.

علی یارتان

 

 

/ 0 نظر / 38 بازدید