اگر این دو زن 2 دقیقه صبر می کردند!!!

اگر این دو زن!!! دو دقیقه!!! صبر می کردند. این گفته ها بخشی از فرمایشات آقای جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتش نشان تهران در مورد حادثه آتش سوزی است که منجر به فوت دو خانم کارگر در یک واحد تولیدی گردید. حادثه آنقدر تلخ و تاسف یار است که کمتر انسانی قادر است لحظه ای خود را به تماشای صحنه مرگ دلخراش این انسان بسپارد و موضوع زمانی دلخراش تر می گردد که انسانی آنهم در جایگاه سخنگوی آتش نشانی تهران از آن دو زن!!! بخواهد که در ارتفاع چندین متری در زیر آنهمه استرس دو دقیقه دیگر در حالت آویزان منتظر باقی بمانند. اولین سوال ساده ای که به ذهن می رسد این است که خود آقای ملکی بعنوان یک مرد آنهم در شرایط بدون استرس که شعله های مهیب و دودهای سمی ناشی از سوختن مواد وی را تهدید نمی کنند می تواند دو دقیقه در شرایط نامطمئن از آن ارتفاع آویزان باقی بماند؟

نکته بعدی این است که آیا فکر نمی کنید نردبان آتش نشانی که بقول شما از سامانه های الکترونیک بهره می گیرد یکی از ماهیت های کاریش تکان های شدید در مسیر خواهد بود؟ حال اگر قرار باشد سامانه های الکترونیکی همچنین نردبانی بدلیل تکان های شدید، حریق، دود، بارندگی و غیره و غیره دچار عیب و ایراد گردد دیگر این نردبان بدرد امداد و استفاده در شرایط اضطراری نمی خورد. باز آیا با توجه به حساسیت این نوع تجهیزات که لحظه ای خلل در کارکرد یکی از اجزاء آن می تواند به قیمت جان انسانها تمام شود که شد فکر نمی کند در چنین عملیاتی نیاز به سیستم های افزونه و جایگزین در همان لحظه وجود خواهد داشت؟

معاون عملیات سازمان آتش نشانی تهران می افزایند برای پهن کردن تشک بادی نیز به فضای 50 متر مربعی و حداقل 5 تا 6 دقیقه زمان نیاز داریم، سوال ساده اینجاست تشک امدادی که نیازمند 50 متر فضای خالی باشد به کجای درد تهران می خورد؟ و شاید هم این نوع تشک ها برای روزهای هستند که یک نفر در بالای میدان آزادی دچار حادثه شود و نیم ساعتی وقت آزاد هم داشته باشد و اگر شیب برج آزادی اجازه دهد، آلودگی ابرشهر تهران اجازه دهد و ... شاید به سلامت بر روی تشک فرود آید.

گفته هایم را با ایمیلی به انتها می رسانم که چند روز پیش بدستم رسید که در آن صحنه آتش گرفتن خودروی رنوی در یکی از شهرهای کشورمان به تصویر کشیده می شود که ماشین آتش نشانی با وجود چندین دقیقه تلاش نمی تواند آماده عملیات گردد و پاشیده شدن آب ماشین آتش نشانی بر سر آتش نشان موجبات خنده و تمسخر حاضرین و تماشاگران!!! را فراهم می سازد.

نتیجه گیری:‌آقایان مسئول آتش نشانی، ایمنی، آتش نشان ها، ایمنی چی ها در نگاه مردم حرمت دارند با سوء مدیریت تان ما را از چشم مردم نیاندازید.

سخن آخر آخر: راستی آقای ملکی آن دو کسی که مردند فقط بقول شما دو زن!!! نبودند دو خانم، دو مادر، دو انسان، دو نان آوری بودند که سالیان سال چشم افراد خانواده و بقول سعدی علیه الرحمه افرادی که در محنت دیگران بی غم نیستند منتظر به راهشان خواهند بود.

/ 0 نظر / 7 بازدید